X
تبلیغات
دوستدار حكمت - حالا که چی ؟

دوستدار حكمت

حالا که چی ؟

خیلی وقتا وقتی برای کاری چنان آب و تاب به خرج می دهیم وبا وسواس انجامشون می دهیم که شاید کسی ازمون بپرسه: حالا که چی؟

آنجاست که در مقام پاسخ بر می آیید و می خواهید کارتون رو توجیه کنید، به طوری که معنا دار جلوه دهد.بی درنگ اگر کمی شخص مقابل اهل تفکر وتامل باشد می پرسد که معنا چیست؟ و آنجاست که احساس می کنید در گل گیر افتاده ،جوابی ندارید...

در زندگیمان همواره چنین اموری رخ می دهد :تلاشی و تقلایی و سوالی و توجیهی و در گل گیر کردنی.... از این جاست که مسئله معنا جلوه می کند پاسخی در برابر سوال حالا که چی؟

اهمیت چنین مسئله ای معمولا در زندگی روزمره نمایان نیست گویی ما همواره در تقلا و کشمکش روزانه به سوال نکردن از معنا خو کرده ایم (اگرچه معمولا برای کارهایمان دلیل و توجیهی داریم و اگرچه ساده لوحانه و بچه گانه) اما گهگاه این سوال ومساله سر بر می دارد و وجود ما را در بر میگرد:این همه تقلا و کوشش و در گیری برای چه؟ آیا چیز با اهمیتی ورای این تلاش موجود است که این همه سعی را می طلبد؟ و آیا زندگی من که مجموعه ای ست از این همه تقلا ها و گرفتاری ها معنا و غایتی ورای خود دارد؟(زیرا بی درنگ تلاش برای چیزی است) رویداد های متعددی موجب تنبه به این سوالند ولی شاید مهمترینشان(چنانکه هایدگر گفته) مساله مرگ است. مرگ از سویی به صورت عمیق با من رابطه دارد و از سویی دیگر با نتیجه تلاش زندگیم. این که بعد از مرگ چه خواهد شد و آیا اصلا بعدی وجود دارد یا نه؟ یافتن نوعی بی حاصلی و بی فایده بودن زندگی با وقوع مرگ...

مساله معنای زندگی اینجاست که تحقق و استمرار پیدا می کند :واقعا معنای زندگی چیست؟ من کیستم که چنین سرنوشت و غایتی در پیش رویم هست؟

مایلم چنین بگویم که تصور معنا همواره با تصور غایت ملازمت دارد و بلکه عین یکدیگرند زیرا بی درنگ وقتی از معنای چیزی صحبت می کنیم که امری ورای آن چیز به عنوان مرجع وهدف آن متصوَر باشد(چنان است در مورد واژگان هر گاه از معنای آن حرف می زنیم:آنچه لفظ به آن ارجاع دارد) از این رو یافتن معنا یافتن غایت است و پرسش از معنا سوال از غایت.

 از طرف دیگر معنا باید به صورت عمیق با منِ من مرتبط باشد زیرا می خواهم زندگی خود وفقط خود را اینچنین تصور پذیر کنم(چون معمولا ادراک مرگ به عنوان یک تجربه شخصی جلوه می نمایاند:درکی اول شخص از ذائقه موت)

آدمی علی الاصول نمی تواند معنا را در دل این تقلاها و کشمکش زندگی روزمره بیابد زیرا زندگی به عنوان کل مورد سوال از معنا داری است وهمچنین است غایت را، از این رو معنای زندگی خود از سنخ زندگی نیست(البته به معنای زندگی هرروزی ) .

من نمی دانم شما چگونه معنا را می یابید وچگونه به سوال حالا که چی؟ یا غایت تقلای زندگی پاسخ می دهید، ولی میدانم که هر پاسخی ضرورتا با تصور شما از خودی خود هم آغوش است.

سوالی به این سادگی ما را اینچنین وارد غامض ترین و عمیق ترین سوالات بشری کرد: حالا که چی؟

والسلام

+ نوشته شده در  جمعه 20 آبان1390ساعت 23:11  توسط امير   |